چـــهار دیواری اختیاری

 

حافظ شیرازی

 

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا

 

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

  

صائب تبریزی

 

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا

 

به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را

 

هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد

 

نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

  

شهریار

 

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا

 

به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را

 

هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد

 

نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را

 

سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند

 

! نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

زندگـــــی

زندگی ما جاده ای است که در انتهای آن تابلوی نصب است که نشان میدهد دور زدن ممنوع!

پس سعی کنید که از هر زیبای این  جاده زیــــــبا استفاده کنید.

ســخنان بزرگــــان

یکی از ملوک را شنیدم که شبی در عشرت، روز کرده بود و در پایان مستی همی گفت:
ما را به جهان، خوشتر از این یک دم نیست
کز نیک و بد، اندیشه و از کس، غم نیست
درویشی به سرما برون خفته بود، گفت:
ای آنکه به اقبال تو در عالم نیست
گیرم که غمت نیست، غم ما هم نیست
-------------------------------------------------------
پسر نوح بـــــا بدان بنشست خاندان نبوتش گــــــــــم شدسگ اصحاب کهف روزی چند پی نیکان گرفـت و مردم شد
-------------------------------------------------------------------
درویش و غنی بنده این خاک و درند آنان که غنی ترن محتاجترند
-------------------------------------------------------------------
مجال سخن تا نیابی ز پیش به بیهوده گفتن مبر قدر خویش
-------------------------------------------------------------------
آنان که کنج عافیت بنشستند
دندان سگ و دهان مردم بستند
کاغذ بدریدند و قلم بشکستند
وز دست و زبان حرف گیران پرستند
همای بر همه مرغان از آن شرف دارد
که استخوان خورد و جانور نیازارد